به گزارش خبرگزاری حوزه از یزد، در دنیایی که نسل کودک و نوجوان بیش از هر زمان دیگری نیازمند هویت، تعلق و تجربه حضور مؤثر در جامعه است، شیوههای خلاقانه و هنرمندانه میتوانند نقشی مهم در انتقال مفاهیم دینی و تربیتی ایفا کنند. در این میان، فعالیت گروههای سرود دختران، فرصتی برای پیوند هنر با تربیت و تقویت روحیه همدلی، مسئولیتپذیری و کنشگری اجتماعی نسل جدید فراهم کرده است.
در همین راستا، در گفتوگویی اختصاصی با خانم نیره جمالی هنزا، بانوی طلبه، فعال فرهنگی و تربیتی و مدیر گروه سرود «ریحانه الرسول» یزد، درباره مسیر ورود به عرصه طلبگی و فعالیتهای فرهنگی، تجربه کار با کودکان و نوجوانان، شکلگیری گروه سرود «ریحانه الرسول» و نقش هنر و سرود در انتقال مفاهیم دینی و تربیتی به گفتوگو نشستیم.
خانم جمالی در این گفتوگو از تجربه فعالیتهای فرهنگی و تربیتی خود، نگاهش به نقش طلبگی در ارتباط با نسل جدید و همچنین مسیری میگوید که گروه سرود «ریحانه الرسول» از آغاز فعالیت در بهمنماه ۱۴۰۴ تاکنون طی کرده است؛ مسیری که در آن، سرود تنها یک فعالیت هنری نیست، بلکه ابزاری برای تربیت، ایجاد همدلی، تقویت اعتمادبهنفس و حضور فعال دختران در عرصه فرهنگی و اجتماعی است.
در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید:
۱. لطفاً خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید و از مسیر ورودتان به عرصه طلبگی و فعالیتهای فرهنگی و تربیتی بگویید.
نیره جمالی هنزا هستم. طلبگی برای من نه یک شغل، بلکه یک جهانبینی و مسیر زندگی است. ورود من به عرصه کار با کودک، پاسخی به این دغدغه بود که مفاهیم عالی دینی نباید در کتابها محبوس بمانند، بلکه باید در جانِ پرشور کودکان جاری شوند تا از همان کودکی، پیوندی عمیق با حقیقت پیدا کنند.
۲. چه شد که مسیر طلبگی را انتخاب کردید و طلبگی چه نقشی در شکلگیری نگاه شما به کار با کودکان و نوجوانان داشته است؟
طلبگی به من آموخت که برای هدایت، باید در میان مردم و دغدغههایشان بود. طلبگی نگاهِ «فقط آموزشدهنده» را در من شکست و به جای آن نگاهِ «تسهیلگرِ تربیتی» را نشاند؛ یعنی کسی که در کنار کودک راه میرود تا او خودش مسیر درست را پیدا کند.
۳. شما تجربه فعالیت در عرصههای مختلفی مانند تبلیغ، آموزش قرآن، مربیگری، مشاوره، فعالیت پرورشی و آموزش مفاهیم دینی را دارید. وجه مشترک همه این فعالیتها برای شما چیست؟
وجه مشترک تمام فعالیتهای من، «انسانسازی» است. چه در مشاوره و چه در سرود، هدف من این است که فرد، ظرفیتهای وجودی خودش را بشناسد و بداند که یک کنشگر فعال در جامعه است، نه یک ناظر منفعل.
۴. بخش قابل توجهی از فعالیتهای شما در مدارس و در ارتباط مستقیم با کودکان و نوجوانان بوده است. به نظر شما مهمترین نیاز فرهنگی و تربیتی نسل امروز چیست؟
نسل امروز بیش از هر چیز به «تعلق» نیاز دارد؛ تعلق به یک جمع گرم، به یک آرمان بزرگ و به هویت اصیل خود. وظیفه ما این است که این نیاز به تعلق را با محتوای سالم پاسخ دهیم تا کودک احساس نکند در دنیای مدرن تنهاست.
۵. چرا برای ارتباط با کودکان و نوجوانان باید از زبان هنر و روشهای غیرمستقیم استفاده کرد؟
کودک با منطقِ خشکِ بزرگسالانه نمیشنود؛ او با «شوق» میشنود. هنر، زبانِ فطرت است. وقتی مفاهیم دینی را در قالب سرود و بازی میریزیم، در واقع آن را از سطح ذهن به سطح عمیقِ قلب میبریم که ماندگاریاش بسیار بیشتر است.
۶. چه شد که به سمت سرود و کار با گروههای سرود دختران رفتید و این فعالیت از چه زمانی به صورت جدی آغاز شد؟
دیدم دختران ما انرژی نهفتهای دارند که اگر هدایت نشود، هدر میرود. سرود، بهترین ابزار برای تخلیه انرژی و همافزایی آنها بود. فعالیت جدی ما از جایی شروع شد که متوجه شدم دختران با «خلق یک اثر جمعی» بیش از «شنیدنِ یک پند»، رشد میکنند.
۷. درباره شکلگیری گروه سرود «ریحانه الرسول» برایمان بگویید. این گروه چگونه شکل گرفت و چه هدفی را دنبال میکند؟
«ریحانه الرسول» نه یک گروه هنری، که یک «خانواده معنوی» است. هدف ما این بود که دخترانمان بدانند میتوانند در عین پاکی و لطافت، صدایی رسا برای ارزشها باشند. ما اینجا سبک زندگیِ باهم بودن و همدلی را تمرین میکنیم.
۸. برای شروع فعالیت گروه، از بهمنماه ۱۴۰۴ فراخوان دادید و بچهها را ثبتنام کردید. در ابتدا چه برنامهای برای گروه داشتید و قرار بود نخستین فعالیتهای شما در چه مسیری دنبال شود؟
در ابتدا تمرکزمان بر کشف استعدادها و ایجاد انسجام بود. میخواستیم بچهها یاد بگیرند که صداهایشان وقتی با هم یکی میشود، قدرتی پیدا میکند که به تنهایی ندارند. مسیر ما از همان ابتدا، پیوند هنر با مفاهیم آیینی بود.
ماه بهمن که شروع کردیم حدود یکماه و نیم به تولد امام غریب مون امام حسن مجتبی علیه السلام نزدیک بود لذا کاری را تمرین کردیم که برای تولد ایشون اجرا داشته باشند بچه ها تمرین کردند و آمادگی لازم را پیدا کردند نماهنگ ضبط کردیم و قرار بود روز میلاد در صدا و سیما اجرا داشته باشند .
سه روز قبل از میلاد ملت ایران مون را داغدار کردند رهبرمون عزیز دلمون را شهید کردند.بچه ها خیلی ناراحت بودند داغ رهبر دل همه را به آتش کشیده بود.بعنوان مربی دیدم باید یه حرکتی انجام دهم فکر کردم چکار کنم تا بچه ها خالی شوند لذا سرود اینجا ایرانه را انتخاب کردیم و چند ساعتی تمرین کردیم و در مراسمی مردمی شرکت کردند.
۹. از نخستین تجربههای گروه سرود «ریحانه الرسول» برایمان بگویید و اینکه این گروه فعالیت خود را با چه هدف و انگیزهای آغاز کرد؟
اولین تجربه، یادگیریِ شکستنِ یخِ خجالت بود. انگیزه ما این بود که دخترانِ ما، خودشان را باور کنند. وقتی اولین سرود را با موفقیت اجرا کردند، برقی در چشمانشان دیدم که میگفت: «ما میتوانیم اثرگذار باشیم».
هدف ام از تشکیل گروه سرود این بود که بتوانم در کنار سرود مفاهیم دینی بگم بتوانم با اعضای گروه حفظ و روخوانی قرآن و... کار کنم که خدا را شکر هم موفق بودم. هدف من فقط این نبود گروه سرود داشته باشیم و با گروه های سرود دیگر رقابت داشته باشیم ما گروه تشکیل دادیم که رفیق هم باهم باشیم و اهداف بزرگی را دنبال میکنیم.
۱۰. در مسیر فعالیت گروه، اتفاقات و حوادث مهمی نیز رقم خورد که فضای کار شما و بچهها را تحت تأثیر قرار داد. از این تجربه و تأثیری که بر مسیر فعالیت گروه گذاشت، برایمان بگویید.
اتفاقات اجتماعی، عیارِ کار ما را مشخص کرد. وقتی جامعه با التهاب روبرو شد، ما به جای عقبنشینی، سرود را به سنگر تبدیل کردیم. نشان دادیم که سرود، یعنی «صدای حق را به موقع بلند کردن» و این باعث شد بچهها از لحاظ روحی و بصیرتی بسیار سریعتر از سنشان رشد کنند.
۱۱. پس از شکلگیری گروه، ایده حضور بچهها در مراسمها، موکبها و برنامههای مختلف چگونه شکل گرفت و این تجربه چه بازخوردی برای شما و اعضای گروه به همراه داشت؟
شرکت در مراسمها و موکبها برای ما فراتر از یک اجراست؛ این خودش یک روش تبلیغی است. سرود یک ابزار تبلیغیِ «نقطه زن» است؛ وقتی در شعر میگوییم «سلاح دخترا حجاب برتره، کلاس درس ما برامون سنگره»، ما به طور غیرمستقیم، محکمترین پیامهای تربیتی را به مخاطب مخابره میکنیم. در واقع، ما با فریادِ هماهنگمان در سرود، نقطهزنی میکنیم و با این کار، توطئههای فرهنگی دشمن را در ذهن مخاطب خنثی میکنیم.
۱۲. یکی از ویژگیهای فعالیت شما، پیوند دادن سرود با مناسبتها و اتفاقات روز جامعه است. چگونه تلاش میکنید محتوای سرودها با فضای فرهنگی و دغدغههای روز جامعه ارتباط پیدا کند؟
من به عنوان مربی، مدام اخبار و دغدغههای جامعه را رصد میکنم. سرود ما باید «نبض جامعه» باشد. ما نمیتوانیم در دنیایِ خودمان باشیم؛ سرود ما باید پاسخی به پرسشهای ذهنی مردم و دغدغههای فرهنگی روز باشد.
۱۳. تاکنون گروه سرود «ریحانه الرسول» در برنامهها و مناسبتهای مختلفی حضور داشته است. از مهمترین تجربهها و خاطراتی که در این مسیر برای شما و اعضای گروه رقم خورده، بگویید.
مهمترین و تأثیرگذارترین تجربه ما، اولین اجرای بچهها در ایام شهادت رهبر شهیدمان بود. وقتی دیدم بچهها چطور با تمام وجود و معصومانه، هقهق میزنند و از عمقِ دلتنگیشان برای آقا میخوانند، فهمیدم این گروه دیگر یک گروه معمولی نیست. آنها قرار بود روز تولد امام حسن مجتبی (ع) سرود شادی بخوانند، اما با شهادت ایشان، سرود «اینجا ایرانِ» را با بغضی که در گلو داشتند، به یک مرثیهی حماسی تبدیل کردند. از آن پس مسیر ما به سمت سرودهای حماسی و بصیرتی تغییر کرد. بعد از آن تجربه، هر وقت میبینم بچهها در پایانِ یک برنامه با چشمانی اشکبار از عشق به اهلبیت میپرسند «خانم، دوباره کی اجرا داریم؟» میفهمم لذتِ مفید بودن را چشیدهاند و دیگر حاضر نیستند به گوشهنشینی برگردند.
۱۴. هدایت یک گروه سرود دختران فقط تمرین و آموزش خواندن سرود نیست؛ بلکه نیازمند کار تربیتی، ارتباط عاطفی و ایجاد روحیه همدلی میان بچههاست. شما این نقش تربیتی را چگونه دنبال میکنید؟
من در تمرینات، فقط مربی نیستم، گاهی مادرم و گاهی مشاور. ما قبل از تمرین سرود، «تمرینِ محبت» میکنیم. من روی روابط بین بچهها نظارت دارم تا یاد بگیرند به جای رقابت، رفاقت کنند. همدلی در گروه، کلیدِ اصلیِ همنوایی در صداست.
۱۵. به عنوان یک بانوی طلبه، حضور شما در کنار دختران نوجوان چه تفاوتی با یک مربی صرفاً هنری دارد؟ طلبگی چه کمکی به شما کرده است؟
تفاوت در این است که من فقط به «صدا» اهمیت نمیدهم؛ من به «سِرّ» و باطنِ بچهها کار دارم. در کنار تمرین سرود، من از نماز اول وقت، احکام دین و معارفِ اهلبیت (ع) میگویم. تجربهام نشان داده یک تلنگرِ کوتاه ۵ دقیقهای در میانهی تمرین، گاهی از سه ساعت سخنرانیِ رسمی اثرگذارتر است. طلبگی به من این بصیرت را داده که چگونه در قالبِ یک فضای هنری، جانِ بچهها را با حقایق دین گره بزنم.
۱۶. در تجربه فعالیتهای پرورشی و فرهنگی مدارس، از طراحی و اجرای برنامههای پرورشی گرفته تا دکور، تقویم اجرایی و سرود، همیشه نگاه جهادی داشتهاید. به نظر شما برای اثرگذاری فرهنگی در مدرسه، چه میزان خلاقیت و روحیه جهادی لازم است؟
کار جهادی یعنی «با حداقل امکانات، حداکثر اثرگذاری». وقتی با روحیه جهادی پای کار هستیم، محدودیتها تبدیل به فرصتِ خلاقیت میشوند. این یعنی به بچهها یاد بدهیم که هیچوقت نباید به خاطر کمبودها، کار را تعطیل کرد.
۱۷. یکی از ویژگیهای گروه شما این است که بچهها را از حالت تماشاگر خارج کرده و خودشان را به میدان فعالیت فرهنگی و اجتماعی آوردهاید. این حضور فعال چه تأثیری بر رشد شخصیتی دختران دارد؟
نکته اینجاست که ما بچهها را «مجبور» به هیچ کاری نمیکنیم؛ بلکه آنها خودشان با اشتیاق به میدان میآیند. وقتی یک دختر نوجوان حس میکند که خودش صاحبِ اثر است و کسی او را مجبور به حضور نکرده، احساسِ قدرت و استقلال میکند. این حضورِ خودجوش، ترسِ از قضاوت شدن را در آنها میکشد و اعتمادبهنفسشان را به شکلی جهشی افزایش میدهد. آنها دیگر «منتظرِ دستور» نیستند، بلکه خودشان «جستجوگرِ تکلیف» میشوند.
۱۸. در حال حاضر مشغول آمادهسازی سرودی برای حضرت ولیعصر(عج) هستید. درباره این کار و ایدهای که برای آن دارید بگویید و اینکه میخواهید چه پیامی را از زبان دختران این سرزمین به امام زمان(عج) منتقل کنید؟
این کار، عهدی است بین ما و امام زمان (عج). پیام ما «انتظارِ فعالانه» است؛ یعنی میخواهیم به آقا بگوییم در هیاهوی دنیا، دخترانی هستند که صدایشان را به نیتِ یاری شما تنظیم کردهاند و برای رسیدنِ زمانِ ظهور، در حالِ ساختنِ خودشان هستند.
۱۹. به نظر شما چرا هنر، بهویژه سرود گروهی، میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای پیوند دادن نسل نوجوان با مفاهیم دینی، اهلبیت(علیهم السلام) و ارزشهای انقلاب باشد؟
سرود، «همدلیِ فیزیکی» است. وقتی ده نفر همزمان یک کلام واحد را میخوانند، یک انرژیِ واحد تولید میشود. این تجربه جمعی، مفاهیم عمیق دینی را از یک امر انتزاعی، به یک تجربه «لذتبخش و ملموس» تبدیل میکند که تا سالها در ذهنشان میماند.
۲۰. اگر بخواهید تجربه سالها فعالیت فرهنگی، تبلیغی و تربیتی خود را در یک جمله برای یک بانوی طلبه جوان که میخواهد وارد عرصه کار با کودک و نوجوان شود، خلاصه کنید، چه خواهید گفت؟
به طلبههای جوان میگویم: «واردِ قلبهایشان شوید تا بتوانید واردِ فکرشان شوید؛ اگر توانستید با محبتِ پدرانه و مادرانه، اعتمادِ یک کودک را جلب کنید، آنگاه میتوانید کوه را هم با کلامتان جابجا کنید؛ فقط کافی است صبور باشید و عاشق.»
در پایان، میخواهم از کسانی که این مسیر را برای من روشن کردند، صمیمانه تشکر کنم. پیش از هر چیز، از والدین عزیز و خود بچههای پرانرژی و باایمانم ممنونم. اگر امروز شاهد چنین ثمرهای هستیم، مدیون حمایتهای بیدریغ و باور قلبی شما والدین به مسیر ما هستیم.
همچنین، صمیمانه از مدیر دلسوز و همراه همیشگی، سرکار خانم ذبحی در مدرسه علمیه ریحانه الرسول(س) سپاسگزارم. همراهی ایشان، تکیهگاهی بود که به ما قدرت حرکت داد. و در نهایت، از تمام عزیزانی که در جایجای این مسیر، به هر شکلی که توانستند، کمکحال و پشتیبان ما بودند، صمیمانه سپاسگزارم؛ امیدوارم این تلاشهای کوچک، از نظر خداوند مقبول و مورد عنایت باشد.
البته ناگفته نماند که ما در این مسیر تربیتی، برای توسعه فعالیتها و کیفیسازی هرچه بیشتر آثارمان، نیازمند همراهی خیرین و دغدغهمندان حوزه فرهنگ هستیم. از این رو، از تمامی بزرگوارانی که تمایل دارند در این جهاد فرهنگی سهیم باشند و به عنوان حامی در کنار این گروه جهادی بایستند، استقبال میکنیم تا با حمایتهایشان، زمینهساز بالندگی هرچه بیشتر این نهالهای نوپا باشند.
گفت و گو از: فاطمیه زارعیان














نظر شما